آیا
دارم به این جمله فکر می کنم، اگر دنبال گندم باشی کاه خودش می اید اما اگر دنبال کاه باشی، گندم را از دست می دهی.
آیا بیرون آمدن پروانه از پیله کاه نیست؟ شاید کرم ابریشم باید باید پیله می بست تا شب تاب بیرون می آمد.
نگاهي ديگر: كرم ابريشم تنيده در پيله مي خواست كرم باقي بماند، پس كرم شب تاب خلق شد.
از روزنه ديگر: كرم ابريشم، تاريكي پيله را تاب آورد، ثانيه هاي كش آمده را رقصيد، رهايي بيرون را چشم بست،
تا آنگاه تكرار نجوايي دگرگونش ساخت (بيرون بيا)، به ياد آورد از شاخه اي آويزان است معلق در هوا، و چون
هنوز خود را كرمي مي ديد خزنده و ضعيف، پاسخ داد اگر از اين حبس تنگ بيرون آيم، به پايين سقوط مي كنم
و خواهم مرد.
صدا گفت:به من ايمان داري؟ گام اول را بردار، كرم ايمان داشت، گفت زماني كه شب فرا رسد راه را گم خواهم
كرد، صدا گفت: كمي بيشتر در پيله بمان تا زمانيكه بيرون آمدي شبتاب تاريكي ها باشي.