امروز در یک حرکت متحیر العقول کارم را رها کردم و زندگی در امواج اقیانوس را آغاز
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۷/۱۰/۰۱ ساعت 9:21 توسط مینو
|
آنگاه كه به انتها رسيدم، آغاز شدم، دماغ شناسنامه ام هر روز دراز تر مي شود. در ميان هندوانه هاي دست فروش، آني را شكستم كه بر رويش حك شده بود جامعه شناسي، با توضيح و تفسير خويشتن، خودكشي كرد، آنقدر حرف بافيد تا با نظريه هايش خود را به دار آويخت. اين وبلاگ جوهر ته نشين شده مغزيست كه به خورد تارو پود من مي رود.